۲۴
صفحات ۴۶ و ۴۷
آیات ۲۷۰تا ۲۸۱
سورة البقرة
به نام خداوند بخشنده مهربان
هر چه انفاق کنيد و يا به نذر (و صدقه) دهيد همانا خدا میداند، و (اگر در حق مسکينان ستم کنيد) برای ستمکاران در دو جهان يار و معينی نخواهد بود. (۲۷۰) اگر (به مستحقان) آشکارا صدقه دهيد کاری نيکوست، ليکن اگر در پنهانی به فقيران (آبرومند) رسانيد برای شما نيکوتر است و خدا (به پاداش آن) برخی از گناهان شما را محو و مستور دارد، و خداوند از (آشکارا و نهان) آنچه میکنيد آگاه است. (۲۷۱) (ای رسول بر تو دعوت خلق است و) هدايت خلق بر تو نيست، خدا هر که را خواهد هدايت کند. و هر قسم انفاق و احسان کنيد درباره خويش کردهايد، و نبايست انفاق کنيد جز در راه رضای خدا، و هر انفاق و احسانی کنيد از خدا پاداش تمام به شما رسد و هرگز به شما ستم نخواهد رسيد. (۲۷۲) صدقات مخصوص فقيرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شدهاند و توانايی آنکه در زمين بگردند (و کاری پيش گيرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بینيازند، به (فقر) آنها از سيمايشان پی میبري، هرگز چيزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنيد خدا به آن آگاه است. (۲۷۳) کسانی که مال خود را در شب و روز انفاق کنند نهان و آشکارا، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نيکو خواهد بود و هرگز (از حادثه آينده) بيمناک و (از امور گذشته) اندوهگين نخواهند گشت. (۲۷۴)آن کسانی که ربا خورند (از قبر در قيامت) برنخيزند جز به مانند آن که به وسوسه شيطان مخبّط و ديوانه شده. و آنان بدين سبب در اين عمل زشت افتند که گويند فرقی بين تجارت و ربا نيست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از اين عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاويد معذّب خواهند بود. (۲۷۵) خدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد، و خدا مردم بیايمان گنه پيشه را دوست ندارد. (۲۷۶) آنان که اهل ايمان و نيکوکارند و نماز به پا دارند و زکات بدهند آنان را نزد پروردگارشان پاداش نيکو خواهد بود و هرگز ترس (از آينده) و اندوه (از گذشته) نخواهند داشت. (۲۷۷) ای کسانی که ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و زيادی ربا را رها کنيد اگر به راستی اهل ايمانيد. (۲۷۸) پس اگر ترک ربا نکرديد آگاه باشيد که به جنگ خدا و رسول او برخاستهايد. و اگر از اين کار پشيمان گشتيد اصل مال شما برای شماست، که در اين صورت به کسی ستم نکردهايد و از کسی ستم نکشيدهايد. (۲۷۹) و اگر (کسی که از او طلبکار هستيد) تنگدست شود به او مهلت دهيد تا توانگر گردد، و بخشيدن آن (به هنگام تنگدستی وی) به رسم صدقه، برای شما بهتر است اگر (به مصلحت خود) داناييد. (۲۸۰) و بترسيد از روزی که شما را به سوی خدا باز گردانند، پس هر کس پاداش عمل خويش خواهد يافت و به هيچ کس ستمی نکنند. (۲۸۱)
الهام دخترخاله ها
در اقتصاد روش های مختلفی برای قیمت گذاری محصولات وجود دارد. تمایل به پرداخت مصرف¬کننده، حداکثر کردن سود، قیمت جهانی، هزینه تولید و در نهایت همه اینها مبنای قیمت تلاقی عرضه و تقاضا است. بدین ترتیب اگر کالایی که هزینه تولید آن 200 واحد است و ظرفیت تولید آن محدود، آنقدر تقاضا داشته باشد که بازار در قیمت 2 میلیون واحد هم به تعادل برسد اتفاق ناگوار و دور از انصافی نیفتاده!!!! واضح است که تعداد کالا آنقدر کم بوده که به همه نمیرسیده و آنهایی که کالا برایشان مطلوبیت زیادی داشته آن را به هر قیمتی خریده اند! بنابراین در شرایط امروز اقتصاد ایران هم می توان گفت، قوانین ابتدایی علم اقتصاد در حال رخ دادن است. تولیدکنندگان به خاطر افزایش هزینه ها تولید را کاهش داده¬اند اما فروشندگان به دلیل کاهش عرضه و عدم تغییر تقاضا و بعضا افزایش آن، قیمت ها را بالا برده اند!
خب، پس مشکل فعلی ما چیست؟؟؟ همه دنیا همین اصول را دارند.
مسئله این است که در اقتصاد سنتی و اسلامی ما کاسب خداشناس یا منصف، براساس هزینه تولید قیمت گذاری می کند. یعنی اگر جنس 100 تومان برای خودش درآمده 20% روی آن می کشد و 120 تومان می فروشد. در این میان هر چه هم قیمت های دیگر بالا و پایین شود کاری ندارد و به همان درآمد 20 تومانی قانع است و دفعه دیگر اگر هزینه تولید تغییر کرد او هم افزایش قیمت دارد. در اسلام تنها درآمدی حلال است که از راه تولید کالا یا خدمت به دست آمده باشد و سود خواب سرمایه "ربا" است. پس یعنی هر چی پول قرض داد بعد گفت صدی 60 میگیرم نزول خور نیست، اونی که جنس ماه پیشو به قیمت امروز میفروشه هم یه پا نزول خور شیک و پیکه و قص علی هذا...!!
بنابراین اگر یکهو ارزش اجناس مغازه ی شما در عرض یک شب به خاطر تحول بازار 3 برابر شد این پول حرام است. 100% می گویید ما با دلار جنس میخریم یا قیمت همه چیز بالا رفته و اگر قرار باشد با همان قیمت قبلی بفروشیم دفعه بعد نمی توانیم جنس بیاوریم... خب صد البته درست است.در اینجا اقتصاد سنتی و اسلامی که گذشتگان ما تعریف کرده اند با اقتصاد جدید به تناقض می رسد. در اقتصاد سنتی اصولا کاسب خودش تولیدکننده و مواد اولیه معمولا داخلی بود و تفاوت ارزش پول داخلی و خارجی و تورم مطرح نبود. اگر قیمت گندم در شهر زیاد میشد احتمالا به خاطر خشکسالی و آفت¬زدگی بود نه دلایل دیگر، پس همزمان قیمت اجناس دیگر در شهر گران نمیشد و بنابراین اقتصاد یک شهر از ثبات نسبی برخوردار بود و هر فعال اقتصادی فقط باید مواظب رعایت انصاف می بود که کم فروشی و غش در معامله و این حرفها نکند...که خداییش رعایت اون خیلی هم سخت نیست.
اما در اقتصاد جهانی همه چیز به همین سادگی نیست و تفاوت مکانی و مدیریت کشورهای مختلف تاثیر زیادی روی یکدیگر دارد. پس ناچاریم در کنار منافع تجارت جهانی، مضرات آن را هم بپذیریم والا مباید درها را ببندیم و به روش قبل عمل کنیم. یعنی برای اینکه نانمان حلال شود دور کامپیوتر، ماشینهای مختلف و میوه های استوایی را خط بکشیم. خیلی ها باید دوباره کشاورزی کنند، تازه باز هم ممکن است گندم و برنجمان را آفت بزند و غذای یومیه هم نداشته باشیم. نان حلال و زندگی باثبات یا زندگی راحت امروزی؟؟!!!!...
راه سومی هم هست که متخصصان اسلامی راهکارهای جدیدی را برای ملزومات ارتباط با اقتصاد جهانی که حالا از نظرشون سکولاره، کاپیتالیستیه، سوسیالیستیه یا کافرستونیه یا هر چیز دیگه تعریف کنند تا در عین استفاده از منافع تجارت جهانی زیان آن هم حداقل بشه و مجبور نباشیم درها رو ببندیم تا دینمون رو حفظ کنیم.
در آیه 275 خدا ربا خواران رو به دیوانگان تشبیه کرده که رفتارهای امروزی بعضی از ما وقتی جلوی در بانک می خوابیم برای رانت سکه وقتی از چشم یک موجود بالاتر از انسان نگاه میکنیم شاید دیوانگی باشد. در آیه 276 هم آمده خدا سود ربا را نابود می کند، شاید چون پشتوانه ای برای آن وجود ندارد و وقتی پول از بین بره حداقل دو تا ابزار کار باقی نمیمونه.
با توجه به اینکه نارسایی های اقتصاد جدید دنیا مشخص است و ما می دانیم که اقتصاد اسلامی درون برخی کتابها از آن هم ناقص تر است و برای عمل کردن در دنیای امروز بسیار رویاپردازانه است. مهمترین وظیفه فقهای امروز تعریف خط مشی دقیق اقتصادی متناسب با زندگی امروز است. مگر نه اینکه تا معیشت نباشد دین هم نیست؟!
مهسای دخترخاله ها
یسری چیزها نوشته بودم و میخواستم بذارم که دیدم بـَـه بـَـه دخترخاله جان اقتصاد دانمان چقدر چیزهای خوب نوشتند .پس بهتر بیخیال نوشته های غیر ازشمند خودم بشم و فرصت بدم تا سرفرصت حرفهای الهام رو بخونین.
اما امیدوارم روزی برسه که کار تولیدی و خدماتی توی ایران بیشتر از کار دلالی مورد توجه قرار بگیره.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۸ ساعت 11:56 توسط ema
|
شراره و سحر و ساناز = الهام و مهسا و عاطفه