تبليغاتX
دخترخاله ها
 
نويسندگان
ema
مهسا
الهام
عاطفه

 

آرشيو مطالب
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388

 

پيوند ها
پروفایل دخترخاله ها"ياهو"
پروفایل دخترخاله ها "بلاگفا"
پرونده مهر "دخترخاله الهام"
نگارینه بهار"دخترخاله مهسا"
خاطره ها
آرامش در وجود ماست
آریانی و هنرهای تجسمی
دابوت علم ايجاد تغيير
بانک و بانکداری
گاهی تکواندو
قورمه سبزی
نغمه درد
**طرفداران همیشگی آریان**
آريان بى همتا
ستاره من
♥♪♫♥ گل من علی پهلوان ♥♪♫♥
اتاق چوبی
کلبه ما
آريان...عشق من
آريان من
ربط و بي ربط
و صدا بود که مرا عاشق کرد
د خــــــتـــــــر خــالـــه ها
♫آريان موزیک♫
اریان ما
قصر شنی
طرفداران اریان باند
آریان باند...زندگی من
تلخ و شیرین###خوب و بد
یادداشتهای من
ستایش
عشق و نفرت
استاد مهدی یغمایی
تب و تاب آريانی
و اما عشق ...
پيامی از پيام
تپل خانم
دل نوشته های يك پسر تپلی
ஜ☆ღ•برای افسون,دختر رویایی منஜ☆ღ•
دیوانگان متفكر
وبلاگ هواداران گروه آریان
بهار سبز
رهگذار عمر
يك سبد زندگی
بی تو با تو بودن
*** لحظه های زیبای زندگی***
شب های سكوت
من و مدادم
بمون تا بمونم
افسونگر
خيز و غنيمت شمار
پرچین راز
رویا بین
خواهران آریانی
صبح بخير
ســـــــــــــــــــــایه خیال

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  
 

سیزده تومان

خانم فروشنده توی مترو تُن تُن وبدون مكث ، پشت سر هم اسم لوازم آرایشی رو میاره.

ریمل فلان مارك ، حجم دهنده ، حالت دهنده با خُرد مژه....

رُژ لب بیسال مارك در 72 رنگ ، با تایید وزارت بهداشت.....

رژ گونه....

سایه چشم ....

و....

لوازم آرايشی

n مدل لوازم آرایشی در m رنگ ، هركدومم فقط 1000 تومان.

دختر یه نگاه به كیف پولش میندازه.

همش 13 تومان توش پول هست و آلان بیستمین روز ماه ، یعنی كم كم اگه به موقع پول توجیبیش رو بگیره 10 روز دیگه رو هم باید با این پول سر كنه.

روزی 1500 پول رفت و آمد میده.

دوتا جمعه رو كه ازش كم كنی درست میشه 12 تومان و 1000 هم میمونه واسه خودش.

میتونه همین آلان این 1000 تومان رو بده و یدونه رژ صورتی برای خودش بخره. دلش یدونه از این براق های حجم دهنده میخواد.

ولی حساب چند روز تاخیر در گرفتن پولش رو باید داشته باشه.اصلاً شاید یه روز به اتوبوس نرسید و ناچار شد با تاكسی تا دم مترو بره.

پس قید رژ رو میزنه و میگه بذار ماه دیگه ، خیلی هم لازمش ندارم.

وقتی از ایستگاه میاد بیرون ، آفتاب دم غروب میزنه توی چشماش. زودی نگاهش رو میدوزده به كف خیابون.

یه پیرمرد بساط كتاب پهن كرده. نا خودآگاه دمش میخكوب میشه ، تا حالا این بساطی رو اینجا ندیده. هر جلد كتاب 3 تومان. یكی از كتابها رو خیلی وقت دلش میخواد بخونه.از بقيشونم نميتونه بگذره ولی اون يه جلد بدجور بهش چشمك ميزنه.

اگه از فردا صبح نیم ساعت زودتر بیدار بشه ، میتونه بجای اتوبوس سوار شدن تا دم مترو رو پیاده بره. 

روزی 250 تومان. با اون 1000 تومان میشه ،3 تومان.

انگار به داشتنش می ارزه.....

یکشنبه 1390/11/09 |

 
 

کوله بار مشکلاتم را بر دوش بکش

ترافیك

آلودگی هوا

آلودگی صوتی

مشكلات اقتصادی

مشكلات خانوادگی

مشكلات كاری

و....

اگه بخوایم از همه ی اینها بگیم یه وبلاگ كه كمه باید بریم چند جلد كتاب  بدیم بیرون.

ولی تمام اینا رو در نظر داشته باشید تا بریم سر اصل مطلب.

هوا انقدر آلودست كه به سختی میشه نفس كشید. این وسط پشت n تا ماشین توی یه ترافیك وحشتناك هم گیر كردین. یه عده راننده  بی ملاحظه هم دارن بغل گوشتون بوق بوق میكنن.

دیشب با همسرتون دعواتون شد ، اونم سر پرداخت نكردن قسط آخر شهریه ی مدرسه بچتون.

همكارتون داره یك ریز به گوشیتون زنگ میزنه كه كجایی؟كارها روی زمین مونده. زودتر بیا.....

همه ی این چیزای كه اون بالا گفتیم رو همه ی ماها تجربه كردیم. اونم نه یه بار بلكه شاید هر روز و هر روز.شایدم خیلی خیلی بدتر از اینهاش رو.

هیچكدوممونم آلیاژ فولاد اعصابمون انقدر جنسش خوب نیست كه با تمام این مشكلات لبخند از روی لبمون كنار نره.

یه وقت های كم میاریم. داد و بیداد میكنیم.اخم و تخم میكنیم.با دو نفر بدخلقی میكنیم. جواب چهار نفر رو درشت میدیم و....

اما به اون یه وقت هایی كه اول جمله گفتم توجه كنید، یه وقت های.

قرار نیست همیشه دق و دلی مشكلاتمون رو روی سر دیگران خراب كنیم.اون دیگرانی كه مورد اصابت تركش های خشم ما قرار میگیرن هم به اندازه ی خودشون مشكلاتی دارن.و حتماً كاسه صبر اون ها هم یكجایی لبریز میشه و باید حواسمون رو جمع كنیم ، كه انوقت اونا میخوان مثل یه خارپشت شروع كنن به تیر پراكنی و شاید ما مورد اصابت تیرهاشون قرار بگیریم.

و این چرخه ادامه خواهد داشت تا ....

همه ی ماها توی زندگی مدرنی گیر افتادیم كه ∞ استرس روانی برامون درست كرده.

هممون به خودمون حق میدیم كه عصبی باشیم ، شاكی باشیم. به هركسی كه برخلاف خواسته ی ما رفتاری انجام داد پرخاش كنیم و....

نمیدونیم این حق رو از كجا برای خودمون قائل شدیم؟

كجایی كتاب عالم نوشته شده كه خانم یا آقای x شما اجازه داری تمام عقده های زندگیت رو با تندی كردن به دیگران، روی سرشون آوار كنی؟

كی گفته دیگران باید همیشه ما رو درك كنن و هیچ نیازی نیست كه ماهم ذره ی دیگران و مشكلاتشون رو بفهمیم.

شاید هم فكر میكنیم كه مشكلات زندگی فقط برای ماست و دیگران در بلور خوشبختی زندگی میكنن.

اگه چنین فكری داریم كه هیچ با چنین آدم های اصلاً نمیشه وارد بحث شد. كسی كه انقدر قدرت فهم نداره كه توی زندگی های سخت امروزی هر كسی به اندازه ی خودش و خیلی وقتها بیشتر از حد توانش گرفتاری داره، نمیشه حرفی زده.

baggage problems

نمیشه بهش گفت : دوست عزیز لازم نیست با كوچكترین اتفاقی كه آرامشت رو بهم میزنه از كوره در بری و بیایی یخه ی یه بدبختی رو بگیری. شاید آرامش اون آدم رو اتفاقات خیلی بزرگتر و بد تری ،قبلش بهم زده باشه.

نمیشه بهش گفت :بد نیست یه وقتای بدبختی هات رو واسه خودت نگه داری . شاید بقیه اصلاً دلشون نخواد كه با تو در مشكلاتت شریك بشن.

نمیشه بهش گفت : تمام آدمهای كه در طول روز با تو برخورد دارند،از نزدیكانت نیستن .كه بخاطر دوست داشتنت یا وابستگی هاشون نیاز باشه شرایطت رو درك كنن و در برابرت كوتاه بیان.

و.....

خدايا به همه ی ما زبانی خوش بده تا بتوانیم با آدمها درست حرف بزنیم.

خدايا به همه ی ما رفتاری درست بده تا بتوانیم با آدمها درست رفتار كنیم.

شاید فردایی برسه كه كوله بار مشكلاتمون رو بذاریم روی دوشمون و بریم به یه سفر دور، تك و تنها.

كاش اون روز همه بگن سفرش بخیر.

جمعه 1390/11/07 |

 
 

عید پاک

نمی دانم چه همبستگی ای بین امتحان و نظافت وجود دارد. همین که امتحانات شروع می شود دلت میخواهد حمام بروی، انواع کرم ها و لوسیون ها را استفاده کنی، موهایت را حسابی سشوار بکشی... حسابی دست و دلت به کار می رود و اتاقی که مامان 10 ماه سال آرزو میکنه یه دست بهش بکشی مثل گل می کنی و تازه به بقیه خونه ام می رسی!!! اگر خیلی درسخون بودی فکر میکردم که امتحان برات مثل عیده برای همین اینجوری خودتو براش آماده می کنی تا با زیباترین حالت ممکن به استقبالش بری، اما دلیلشو نمی فهمم و باز هم یه احساس درونم هست که میگه همه چیز باید مرتب باشه!

 

به مادرهای عزیز عید پاک امتحانات رو تبریک میگیم

و میخواهیم مثل همیشه برای موفقیت فرزندانشون دعا کنند

 

سه شنبه 1390/10/27 |

 
 

ممنونیم از بودنتان

فکر کردیم بهتره به جای اینکه پنجشنبه اين هفته پست جدیدی بذاریم ،از فرصت استفاده كنيم و بیایم  به همه سر بزنیم.

زمستان

زمستانتان پر از دانه های خوش يمن برف

 

پنجشنبه 1390/10/15 |

 
 

به کی جواب بدم؟..

چرخی در facebook میزنم. مثل 2 ماه پیش خبری از تست شخصیت و دعوت به پاسخ به پرسش و آیینه نیست!!! انگار این هم تبی بود بین ما که با ذوق و پشتکار کلیک می کردیم و ساعتها متوجه نبودیم که به چند سوال در مورد شخصی ترین مسائلمان جواب داده ایم!!!!؟

نمی خواهیم راجع به خوب بودن یا بدی facebook حرف بزنیم. چون هستند کسانی که در محکوم کردن یا تجلیل از آن بگویند و بنویسند....

حرف ما در مورد خودمان است. مردمی که برای یک سرشماری که نهاد آن مشخص است کلی غر می زنیم، وقتی یک دانشجوی بینوا یک پرسشنامه به ما می دهد که چندتا سوال خیلی معمولی توشه با کلی شک براندازش میکنیم نکنه مامور مالیات باشه یا بخواد از اطلاعات ما استفاده های سری بکنه!! این یعنی به کسی که داریم می بینیمش اعتماد نداریم ولی به کسی که نمی بینیم و هیچ قسمی هم برامون نخورده که باور کن اطلاعات این پرسشنامه حتی دست استادم هم نمیرسه مثل چشمامون اعتماد داریم.

ما دخترخاله ها هم خودمونو از بقیه مردم جدا نمی کنیم خودمون هم به خیلی از این تستها جواب دادیم و از نتیجه اشم کلی خوشمون اومده ولی گاهی که آدم از لباس شخصیتش میاد بیرونو از بالا به خودش نگاه میکنه به فکر میره و فقط میتونه بگه بهتره اظهارنامه مالیاتی رم بذارن تو facebook تا همه با صداقت کامل جواب بدن...!!!

 

دوشنبه 1390/10/12 |

 
 

پینوشت های نانوشته ها

سلام به همگی عزیزانمون.

میشد پنجشنبه این هفته هم چند خطی پست بگذاریم و بریم . اصلاً هم به روی خودمان نیاوریم كه در این یك هفته ی كه از آغاز دی و شب یلدا گذاشته تقریباً به هیچ دوستی سر نزده ایم. پستی نخوانده ایم و نظری نگذاشته ایم.

میشد فقط با چند خط اینجا را به روز كرد.

اما ما دوست داریم قبل از اینكه خودمون حرفی بزنیم ، بیایم و حرفای شما رو بخونیم و ببینیم دوستامون چی میگن ، چجوری فكر میكن و اصلاً دنیا دست كیست؟

برای همینم پست امروز فقط یه توضیح به اینكه چرا نیستیم.

به دلیل آغاز امتحانات ترم دانشگاه ،هر سه به اندازه ی گرفتاریم كه حتم داریم دركمون میكنید كه فرصتی برای وب گردی برایمان نمانده باشد.

تا آخر دی ماه فرصتی برای سر زدن به وبهای زیباتان نداریم ولی میدونیم كه دوستامون میدونند بعد از این مدت انقدر دلتنگشون شدیم كه با سر میایم ، بهشون سر میزنیم و حالشون رو میپرسیم.

پس غیبت یك ماه ی ما رو موجه بدونید ، تا ایشالا بعدش جبران تمام این نبودن ها رو بكنیم.

اینم ماجرای تصویری دانشجوهای ایرانی در ايام امتحانات

دانشجوی ايرانی

اميدواريم به كسی بر نخورده باشه!!

پینوشت پینوشتها :

كسانی كه توقع دارن حتماً بهشون سر بزنیم( در هر حالتی) ، بهتره بدونن اینجا جای آدم های متوقع نیست .بعد از دی ماه تصمیم داریم خیلی ها رو از جمع لینك های پیوند شده در وب و پیوند شده در قسمت وبلاگ دوستان برای همیشه حذف كنیم.از همین امروز این غربال تا یه حدی شروع شد و یه عده برای همیشه از جمع دوستان ما خط خوردن و انشالله خط خواهند خورد.

برای همه ی كسانی كه توی زندگیشون درگیر امتحان های بزرگ و كوچیكن دعا كنید تا سر بلند از امتحاناشون در بیان.

پنجشنبه 1390/10/08 |

 
 

سکوت عروسک

تقدیم به زلزله زدگان بم در سالروز غم انگیز آن حادثه:

من تمام احساسم را در بم جا گذاشته ام هنوز هم تکه ای از قلبم آنجا می تپد

ناله هایی که در زیر آوارها گم شد...

کودکانی که هرگز طلوع فردا را ندیدند...

و صف طویل گور های در انتظار هرگز رهایم نکرد بعد از بم سکوت بود و سکوت

«تقدیم به نگاه مهربان دختری که تمام عروسک هایش را در زیر آوارها جا گذاشت»

 

 

دوشنبه 1390/10/05 |

 
 

يلدای 00

سلام

امیدواریم شب یلداتون به خوبی و خوشی سپری شده باشه و از یلدای 90 كلی خاطره ی خوش توی كوله بارتون گذاشته باشید. تا سالای بعد كه آلبوم زندگیتون رو ورق زدید با دیدن خاطراتش لبخند بزنید.

طلوع برفی

حرف از سال های بعد زدیم و امشب در یلدای 1390 میخوایم از همه ی دوستانمون بخوایم كه برای چند لحظه به یلدای سال 1400 فكر كنن.

اون سال یلدا رو كجایین؟

با كیا شب یلدا رو زنده نگه میدارید؟

به كدوم آرزوهاتون رسید؟

آرزوهای جدیدتون چیه؟

و....

كلاً به ما و بقیه بگید اوضاع زندگیتون در یلدای سال 1400 چجوری؟ دوست امروز ما ده سال بعد چه شكلی فكر میكنه ، چه شكلی زندگی میكنه؟حالش چطوره؟ و....

خدا رو چه دید شاید اون سال شب یلدا آمدیم و حرفای امروزتون رو براتون كامنت گذاشتیم .شایدم اون روز دیگه كنار هم نباشیم ولی به یاد این روزها ، اون روز كلی یاد هم كنیم.

ایشالا كه یاد خوبی های هم كنیم.

منتظر شنیدن حرفای تو دوست هزار و چهارصدیمون هستیم.

بعد نوشت:

شايد بگيد : تا اون روزكی مرده و كی زنده؟آره قبول داريم ماها آدميم و از يه لحظه بعدمونم خبر نداريم. ولی بيايد به اين پست به چشم يه فال زدن ۱۰ سال نگاه كنيد. يجورای خيال كنيد داريد از آلان فال ۱۰ سال بعدتون رو ميزنيد. 

پنجشنبه 1390/10/01 |

 
 

خیالت راحت باشد

هر بار که بعد از کلاس میگویی:"گواهی می دید؟...." "خیالم راحت باشه؟؟!" بیشتر خیالم ناراحتت می شود. بیشتر نگرانت می شوم که برای مسئله ای به این سادگی که بارها اطمینانش را به تو داده ام این قدر خیالت ناراحت است. حیفم می آید آدمی به مهربانی تو... با موفقیت های تو... حجم وسیعی از ذهنش آشفته و درگیر است.

می توانم راحت اعصابم از دست تو خرد بشود و کلافه شوم اما وقتی به این فکر می کنم که در گذشته ات چه گذشته که اینطور بی اعتمادی و نگران؟؟! این قدر سخت خیالت راحت می شود و من نمی دانم!! جلوی خودم را می گیرم. یاد آمار تقریبی خاله زهره از مشکلات روحی مردم می افتم که ده سال پیش می­گفت: "90 درصد مردم ناراحتی روحی دارند." حتما حالا به 120 درصد رسیده یعنی هر کس بیشتر از یکی سهم می برد!! با این حساب دیگه نمیشه به خاطر هر رفتار ناخوشایندی که از اطرافیان می بینی از کوره در بری... باید فکر کنی شاید تقصیر خودش نست! شاید خودش هم از این موضوع عذاب می کشد، مثل کسی که وسواس دارد و دائم رفتاری را تکرار می کند و اطرافیانش را می رنجاند اما خودش رنج بزرگتری می برد! اصلا شاید خودش نمی داند در فرهنگ، در زندگی او بعضی چیزها طور دیگری تعریف شده، دنیای او دنیای دیگری است فکر می کنی بهتر است کنار بیایی...اگر توانستی کمکش کنی و اگر نتوانستی از دنیایش بیرون بروی و برایش دعا کنی!

این روزها خیلی از اعصاب خوردی های ما به خاطر رفتارهایی از جانب دیگران است که شاید خودشان هم در آن مقصر نباشند و ابراز مکرر خشم ما در مقابل یکدیگر باعث افزایش تنش ها شده می تواند به رفتارهی آتی ما و نسل آینده ما ضربه بزند. مثل بچه های متولد سالهای جنگ که اضطرابهایی که بقیه در همان سالها تجربه کردند را هنوز با خود دارند و بی انصافانه خیلی از رفتارهای ناشی از آن را به حساب سرکش های این نسل می گذاریم یا بعضی دعواهای زن و شوهری که به خاطر تفاوت سلیقه ای هر ورز اتفاق می افتد و بازتاب هایی در کارایی شغلی و اجتماعی زن و شوهر دارد و دست آخر کودک خانواده را سرشار از استرس، ترس از دست دادن و بسیاری مشکلات روحی و رفتاری می کند و می شود همین جامعه ای که الان داریم و از بسیاری رفتارها دلزده می شویم. البته حرفهای ما به معنی تایید بی مسئولیتی در مقابل رفتارها و اخلاق نیست فقط منظورمان این است که بیشتر همدیگر را درک کنیم و به وضع موجود دامن نزنیم...

 

 

با آرزوی روحی آرام و سالم برای دوستانمان

دوشنبه 1390/09/28 |

 
 

تومون خودمون رو كشته و بیرونمون مردم رو

بارون زیباست. اصلاً زیبا هم كه نباشه لازمه ی زندگی ماست و یجورای حیاتمون به بودنش مستقیماً مربوط.

ولی وقتی زیر بارون میمنونیم .

تاكسی گیرمون نمیاد .

توی ترافیك گیر میكنیم.

به كارهامون نمیرسیم .

و.....

از دست این نعمت زیبا شاكی میشیم.

هممون گرفتار این ماجراها شدیم و لازم نیست عكسش رو بذاریم.

ولی حالا این عكس رو نگاه كنید.

باران

خیلی قشنگ . نه؟

هیچ خبری از این همه دردسر و آب گرفتگی هم توش نیست.

همه چی بنظر خوب میاد.

زندگی ما هم درست همینجوری ، یسریا از بیرون نگاهش میكنن و فقط قشنگیاش رو میبینن اما مای كه توشیم سختی هاش رو هم میبینیم.

شاید بد نباشه خودمونم بعضی وقتا یذره به زندگیمون از راه دور نگاه كنیم. اینجوری حتماً قشنگیاش رو بیشتر میبینیم و بیشتر از چیزای كه داریم لذت میبریم.

اصلاً شاید برای خیلی از مشكلاتمون هم بتونیم راه حلای بهتری پیدا كنیم.

درست مثل بازی ماز كه وقتی از بالا به مسیر نگاه كنیم زودتر راه بیرون رفتن ازش رو پیدا میكنیم ، تا وقتی كه توش قرار میگیریم و ناچار میشیم با رفتن و امتحان كردن مسیر اصلی رو پیدا كنیم.

پنجشنبه 1390/09/24 |